بخش ۱۰۸ – سخن گفتن به زبان حال و فهم کردن آن : ماجرای شمع با پروانه تو
بخش ۱۰۹ – پذیرا آمدن سخن باطل در دل باطلان : گفت اینک راست پذرفتم بجان
بخش ۱۱۰ – جستن آن درخت کی هر که میوهٔ آن درخت خورد نمیرد : گفت دانایی برای داستان
بخش ۹۵ – طعن زدن بیگانه در شیخ و جواب گفتن مرید شیخ او را : آن یکی یک شیخ را تهمت نهاد
بخش ۹۶ – بقیهٔ قصهٔ ابراهیم ادهم بر لب آن دریا : چون نفاذ امر شیخ آن میر دید
بخش ۹۷ – دعوی کردن آن شخص کی خدای تعالی مرا نمیگیرد به گناه و جواب گفتن شعیب علیه السلام مرورا : آن یکی میگفت در عهد شعیب
بخش ۹۸ – بقیهٔ قصهٔ طعنه زدن آن مرد بیگانه در شیخ : آن خبیث از شیخ میلایید ژاژ
بخش ۹۹ – گفتن عایشه رضی الله عنها مصطفی را علیه السلام کی تو بی مصلی بهر جا نماز میکنی چونست : عایشه روزی به پیغامبر بگفت
بخش ۱۰۰ – کشیدن موش مهار شتر را و معجب شدن موش در خود : موشکی در کف مهار اشتری
بخش ۱۰۱ – کرامات آن درویش کی در کشتی متهمش کردند : بود درویشی درون کشتیی