بخش ۱۰۲ – تشنیع صوفیان بر آن صوفی کی پیش شیخ بسیار میگوید : صوفیان بر صوفیی شنعه زدند
بخش ۸۷ – بیان حال خودپرستان و ناشکران در نعمت وجود انبیا و اولیا علیهم السلام : هر که زیشان گفت از عیب و گناه
بخش ۱۰۳ – عذر گفتن فقیر به شیخ : پس فقیر آن شیخ را احوال گفت
بخش ۸۸ – شکایت گفتن پیرمردی به طبیب از رنجوریها و جواب گفتن طبیب او را : گفت پیری مر طبیبی را که من
بخش ۱۰۴ – بیان دعویی که عین آن دعوی گواه صدق خویش است : گر تو هستی آشنای جان من
بخش ۸۹ – قصهٔ جوحی و آن کودک کی پیش جنازهٔ پدر خویش نوحه میکرد : کودکی در پیش تابوت پدر
بخش ۱۰۵ – سجده کردن یحیی علیه السلام در شکم مادر مسیح را علیه السلام : مادر یحیی به مریم در نهفت
بخش ۹۰ – ترسیدن کودک از آن شخص صاحب جثه و گفتن آن شخص کی ای کودک مترس کی من نامردم : کنک زفتی کودکی را یافت فرد
بخش ۱۰۶ – اشکال آوردن برین قصه : ابلهان گویند کین افسانه را
بخش ۹۱ – قصهٔ تیراندازی و ترسیدن او از سواری کی در بیشه میرفت : یک سواری با سلاح و بس مهیب