بخش ۱۲ – ترسانیدن شخصی زاهدی را کی کم گری تا کور نشوی : زاهدی را گفت یاری در عمل
بخش ۱۳ – تمامی قصهٔ زنده شدن استخوانها به دعای عیسی علیه السلام : خواند عیسی نام حق بر استخوان
بخش ۱۴ – خاریدن روستایی در تاریکی شیر را بظن آنک گاو اوست : روستایی گاو در آخر ببست
بخش ۱ – سر آغاز : مدتی این مثنوی تاخیر شد
بخش ۲ – هلال پنداشتن آن شخص خیال را در عهد عمر رضی الله عنه : ماه روزه گشت در عهد عمر
بخش ۳ – دزدیدن مارگیر ماری را از مارگیری دیگر : دزدکی از مارگیری مار برد
بخش ۴ – التماس کردن همراه عیسی علیه السلام زنده کردن استخوانها از عیسی علیه السلام : گشت با عیسی یکی ابله رفیق
بخش ۵ – اندرز کردن صوفی خادم را در تیمار داشت بهیمه و لا حول خادم : صوفیی میگشت در دور افق
بخش ۶ – حکایت مشورت کردن خدای تعالی در ایجاد خلق : مشورت میرفت در ایجاد خلق