بخش ۲۲ – براه کردن شاه یکی را از آن دو غلام و ازین دیگر پرسیدن : آن غلامک را چو دید اهل ذکا
بخش ۷ – بسته شدن تقریر معنی حکایت به سبب میل مستمع به استماع ظاهر صورت حکایت : کی گذارد آنک رشک روشنیست
بخش ۲۳ – قسم غلام در صدق و وفای یار خود از طهارت ظن خود : گفت نه والله بالله العظیم
بخش ۸ – التزام کردن خادم تعهد بهیمه را و تخلف نمودن : حلقهٔ آن صوفیان مستفید
بخش ۲۴ – حسد کردن حشم بر غلام خاص : پادشاهی بندهای را از کرم
بخش ۹ – گمان بردن کاروانیان که بهیمهٔ صوفی رنجورست : چونک صوفی بر نشست و شد روان
بخش ۲۵ – کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب : بر لب جو بوده دیواری بلند
بخش ۱۰ – یافتن شاه باز را به خانهٔ کمپیر زن : دین نه آن بازیست کو از شه گریخت
بخش ۲۶ – فرمودن والی آن مرد را کی این خاربن را کی نشاندهای بر سر راه بر کن : همچو آن شخص درشت خوشسخن
بخش ۱۱ – حلوا خریدن شیخ احمد خضرویه جهت غریمان بالهام حق تعالی : بود شیخی دایما او وامدار