بخش ۴۳ – امام شافعی رضی الله عنه فرموده است که می بایستی طبیب اسلامیان دانایان پارسا بودی نه یهود و ترسا : شافعی آن امام مطلبی
بخش ۴۴ – قصه آن طبیب که آفت رسیده ای را بی وجود اسباب معالجه کرد : به یکی از ملوک سامانی
بخش ۴۵ – معالجه کردن ابوعلی سینا آن صاحب ماخولیا را که طبیبان از معالجه وی عاجز مانده بودند : بود در عهد بوعلی سینا
بخش ۴۶ – گفتار در تعریف و توصیف شعر و تقسیم آن به دو قسم متقابل که یکی آسایش جانست و دیگری کاهش دل : شعر چه بود نوای مرغ خرد
بخش ۴۷ – اشارت به بعضی از شعرای ماتقدم که از سلاطین پیشین تربیت ها یافتند و نام اینان به واسطه مدایح آنان بر صحیفه روزگار بماند : حبذا شاعران مدحت سنج
بخش ۴۸ – گشادن عنصری به یک دو بیتی گرهی را که از بریدن زلف ایاز بر دل محمود افتاده بود و آن دو بیت این است: : «گر عیب سر زلف بت از کاستن است
بخش ۴۹ – مقاوله شاعر مادح با خواجه ممدوح : شاعری را به خواجه ممدوح
بخش ۵۰ – حکایت منت نهادن سفله بازاری با عارف از لباس ذل طمع عاری : عارفی بود در زمین هری
بخش ۳۵ – حکایت محتسب بغداد که منکر پیش او معروف بود و معروف در نظر او منکر می نمود : حاجیان را به وقت حج افتاد
بخش ۵۱ – خاتمه کتاب : جامی از شعر و شاعری باز آی