بخش ۱۳۱ – وخامت کار آن مرغ کی ترک حزم کرد از حرص و هوا : باز مرغی فوق دیواری نشست
بخش ۱۱۳ – گواهی دادن دست و پا و زبان بر سر ظالم هم در دنیا : پس همینجا دست و پایت در گزند
بخش ۱۱۴ – برون رفتن به سوی آن درخت : چون برون رفتند سوی آن درخت
بخش ۱۱۵ – قصاص فرمودن داود علیه السلام خونی را بعد از الزام حجت برو : هم بدان تیغش بفرمود او قصاص
بخش ۱۱۸ – قصهٔ اهل سبا و حماقت ایشان و اثر ناکردن نصیحت انبیا در احمقان : یادم آمد قصهٔ اهل سبا
بخش ۱۱۶ – بیان آنک نفس آدمی بجای آن خونیست کی مدعی گاو گشته بود و آن گاو کشنده عقلست و داود حقست یا شیخ کی نایب حق است کی بقوت و یاری او تواند ظالم را کشتن و توانگر شدن به روزی بیکسب و بیحساب : نفس خود را کش جهانی را زنده کن
بخش ۱۱۹ – شرح آن کور دوربین و آن کر تیزشنو و آن برهنه دراز دامن : کر امل را دان که مرگ ما شنید
بخش ۱۱۷ – گریختن عیسی علیه السلام فراز کوه از احمقان : عیسی مریم به کوهی میگریخت
بخش ۱۲۰ – صفت خرمی شهر اهل سبا و ناشکری ایشان : اصلشان بد بود آن اهل سبا
بخش ۱۲۱ – آمدن پیغامبران حق به نصیحت اهل سبا : سیزده پیغامبر آنجا آمدند