بخش ۱۲۲ – معجزه خواستن قوم از پیغامبران : قوم گفتند ای گروه مدعی
بخش ۱۲۳ – متهم داشتن قوم انبیا را : قوم گفتند این همه زرقست و مکر
بخش ۱۲۴ – حکایت خرگوشان کی خرگوشی راپیش پیل فرستادند کی بگو کی من رسول ماه آسمانم پیش تو کی ازین چشمه آب حذر کن چنانک در کتاب کلیله تمام گفته است : این بدان ماند که خرگوشی بگفت
بخش ۱۲۵ – جواب گفتن انبیا طعن ایشان را و مثل زدن ایشان را : ای دریغا که دوا در رنجتان
بخش ۱۲۶ – بیان آنک هر کس را نرسد مثل آوردن خاصه در کار الهی : کی رسدتان این مثلها ساختن
بخش ۱۲۷ – مثلها زدن قوم نوح باستهزا در زمان کشتی ساختن : نوح اندر بادیه کشتی بساخت
بخش ۱۲۸ – حکایت آن دزد کی پرسیدند چه میکنی نیمشب در بن این دیوار گفت دهل میزنم : این مثل بشنو که شب دزدی عنید
بخش ۱۲۹ – جواب آن مثل کی منکران گفتند از رسالت خرگوش پیغام به پیل از ماه آسمان : سر آن خرگوش دان دیو فضول
بخش ۹۵ – هفت مرد شدن آن هفت درخت : بعد دیری گشت آنها هفت مرد
بخش ۱۱۱ – حکم کردن داود بر صاحب گاو کی جمله مال خود را به وی ده : بعد از آن داود گفتش کای عنود