بخش ۱۰۶ – شنیدن داود علیه السلام سخن هر دو خصم وسال کردن از مدعی علیه : چونک داود نبی آمد برون
بخش ۱۰۷ – حکم کردن داود علیه السلام برکشندهٔ گاو : گفت داود این سخنها را بشو
بخش ۹۲ – باز شدن آن شمعها هفت درخت : باز هر یک مرد شد شکل درخت
بخش ۱۰۸ – تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلام : سجده کرد و گفت کای دانای سوز
بخش ۹۳ – مخفی بودن آن درختان ازچشم خلق : این عجبتر که بریشان میگذشت
بخش ۱۰۹ – در خلوت رفتن داود تا آنچ حقست پیدا شود : در فرو بست و برفت آنگه شتاب
بخش ۹۴ – یک درخت شدن آن هفت درخت : گفت راندم پیشتر من نیکبخت
بخش ۱۱۰ – حکم کردن داود بر صاحب گاو کی از سر گاو برخیز و تشنیع صاحب گاو بر داود علیه السلام : گفت داودش خمش کن رو بهل
بخش ۷۹ – عذر گفتن شیخ بهر ناگریستن بر فرزندان : شیخ گفت او را مپندار ای رفیق
بخش ۸۰ – قصهٔ خواندن شیخ ضریر مصحف را در رو و بینا شدن وقت قرائت : دید در ایام آن شیخ فقیر