بخش ۲۶ – قصهٔ خواب دیدن فرعون آمدن موسی را علیه السلام و تدارک اندیشیدن : جهد فرعونی چو بی توفیق بود
بخش ۲۷ – به میدان خواندن بنی اسرائیل برای حیلهٔ ولادت موسی علیه السلام : ای اسیران سوی میدانگه روید
بخش ۱۲ – بقیهٔ داستان رفتن خواجه به دعوت روستایی سوی ده : شد ز حد هین باز گرد ای یار گرد
بخش ۲۸ – حکایت : همچنان کاینجا مغول حیلهدان
بخش ۱۳ – دعوت باز بطان را از آب به صحرا : باز گوید بط را کز آب خیز
بخش ۲۹ – بازگشتن فرعون از میدان به شهر شاد بتفریق بنی اسرائیل از زنانشان در شب حمل : شه شبانگه باز آمد شادمان
بخش ۱۴ – قصهٔ اهل ضروان و حیلت کردن ایشان تا بی زحمت درویشان باغها را قطاف کنند : قصهٔ اصحاب ضروان خواندهای
بخش ۳۰ – جمع آمدن عمران به مادر موسی و حامله شدن مادر موسی علیهالسلام : شب برفت و او بر آن درگاه خفت
بخش ۱ – سر آغاز : ای ضیاء الحق حسام الدین بیار
بخش ۲ – قصهٔ خورندگان پیلبچه از حرص و ترک نصیحت ناصح : آن شنیدی تو که در هندوستان