بخش ۲۰ – حکایت دعا کردن پادشاه ترمذ که تا از کنیزکی که به محبت وی از تدبیر ملک بازمانده بود خلاصی یابد : شاه ترمذ کنیزکی زیبا
بخش ۲۱ – در بیان غضب که آتش طبع افروختن است و خرمن دین و دنیا سوختن : به غضب جان هیچ کس مخراش
بخش ۲۲ – رسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم به گروهی و از ایشان پرسیدن که در چه کارید و جواب گفتن ایشان : در رهی می گذشت پیغمبر
بخش ۲۳ – حکایت شکایت آن پادشاه از استیلای صفت غضب بر وی پیش آن حکیم و معالجه فرمودن حکیم آن را : بود شاهی به فضل و دانش و رای
بخش ۲۴ – حکایت آن ساقی که در مجلس نوشیروان گستاخی کرد و عفو کردن نوشیروان آن گستاخی را از وی : بشنو این قصه را که نوشروان
بخش ۲۵ – گفتار در فضیلت جود و کرم : پیش سوداییان تخت و جلال
بخش ۲۶ – حکایت معامله و مقاوله حکم با زن : زد حکیمی به حکم جود قدم
بخش ۱۱ – حکایت بیوه زنی از نسا و باورد که سخنی درشت پرداخت و سلطان محمود را گرم ساخت و به سخنی دیگر نرم گردانید و به سر حد دادخواهی رسانید : پیش سلطان عاقبت محمود
بخش ۱۳ – حکایت پیر زالی که راه بر سنجر گرفت و از بیراهی یک دو ظالم دادخواهی کرد و ظلم ایشان را از راه برداشت : بود در مرو شاهجان زالی