بخش ۲۰۴ – بیان آنک رفتن انبیا و اولیا به کوهها و غارها جهت پنهان کردن خویش نیست و جهت خوف تشویش خلق نیست بلک جهت ارشاد خلق است و تحریض بر انقطاع از دنیا به قدر ممکن : آنک گویند اولیا در که بوند
بخش ۲۰۵ – تشبیه صورت اولیا و صورت کلام اولیا به صورت عصای موسی و صورت افسون عیسی علیهما السلام : آدمی همچون عصای موسیاست
بخش ۲۰۶ – تفسیر یا جبال اوبی معه والطیر : روی داود از فرش تابان شده
بخش ۲۰۷ – جواب طعنهزننده در مثنوی از قصور فهم خود : ای سگ طاعن تو عو عو میکنی
بخش ۱۹۲ – جواب گفتن عاشق عاذلان را : گفت او ای ناصحان من بی ندم
بخش ۲۰۸ – مثل زدن در رمیدن کرهٔ اسپ از آب خوردن به سبب شخولیدن سایسان : آنک فرمودست او اندر خطاب
بخش ۱۹۳ – عشق جالینوس برین حیات دنیا بود کی هنر او همینجا بکار میآید هنری نورزیده است کی در آن بازار بکار آید آنجا خود را به عوام یکسان میبیند : آنچنانک گفت جالینوس راد
بخش ۲۰۹ – بقیهٔ ذکر آن مهمان مسجد مهمانکش : باز گو کان پاکباز شیرمرد
بخش ۱۷۸ – قصه وکیل صدر جهان کی متهم شد و از بخارا گریخت از بیم جان باز عشقش کشید رو کشان کی کار جان سهل باشد عاشقان را : در بخارا بندهٔ صدر جهان
بخش ۱۷۹ – پیدا شدن روح القدس بصورت آدمی بر مریم بوقت برهنگی و غسل کردن و پناه گرفتن بحق تعالی : همچو مریم گوی پیش از فوت ملک