بخش ۱۸۰ – گفتن روح القدس مریم راکی من رسول حقم به تو آشفته مشو و پنهان مشو از من کی فرمان اینست : بانگ بر وی زد نمودار کرم
بخش ۱۸۱ – عزم کردن آن وکیل ازعشق کی رجوع کند به بخارا لاابالیوار : شمع مریم را بهل افروخته
بخش ۱۸۲ – پرسیدن معشوقی از عاشق غریب خود کی از شهرها کدام شهر را خوشتر یافتی و انبوهتر و محتشمتر و پر نعمتتر و دلگشاتر : گفت معشوقی به عاشق کای فتی
بخش ۱۸۳ – منع کردن دوستان او را از رجوع کردن به بخارا وتهدید کردن و لاابالی گفتن او : گفت او را ناصحی ای بیخبر
بخش ۱۸۴ – لاابالی گفتن عاشق ناصح و عاذل را از سر عشق : گفت ای ناصح خمش کن چند چند
بخش ۱۸۵ – رو نهادن آن بندهٔ عاشق سوی بخارا : رو نهاد آن عاشق خونابهریز
بخش ۱۸۶ – در آمدن آن عاشق لاابالی در بخارا وتحذیر کردن دوستان او را از پیداشدن : اندر آمد در بخارا شادمان
بخش ۱۸۷ – جواب گفتن عاشق عاذلان را وتهدید کنندگان را : گفت من مستسقیم آبم کشد
بخش ۱۷۲ – تشبیه نص با قیاس : نص وحی روح قدسی دان یقین
بخش ۱۸۸ – رسیدن آن عاشق به معشوق خویش چون دست از جان خود بشست : همچو گویی سجده کن بر رو و سر