بخش ۱۰۸ – بردن روبه خر را پیش شیر و جستن خر از شیر و عتاب کردن روباه با شیر کی هنوز خر دور بود تعجیل کردی و عذر گفتن شیر و لابه کردن روبه را شیر کی برو بار دگرش به فریب : چونک بر کوهش بسوی مرج برد
بخش ۱۲۴ – حکایت مریدی کی شیخ از حرص و ضمیر او واقف شد او را نصیحت کرد به زبان و در ضمن نصیحت قوت توکل بخشیدش به امر حق : شیخ میشد با مریدی بیدرنگ
بخش ۱۰۹ – در بیان آنک نقض عهد و توبه موجب بلا بود بلک موجب مسخ است چنانک در حق اصحاب سبت و در حق اصحاب مایدهٔ عیسی و جعل منهم القردة و الخنازیر و اندرین امت مسخ دل باشد و به قیامت تن را صورت دل دهند نعوذ بالله : نقض میثاق و شکست توبهها
بخش ۱۱۰ – دوم بار آمدن روبه بر این خر گریخته تا باز بفریبدش : پس بیامد زود روبه سوی خر
بخش ۹۶ – ناپسندیدن روباه گفتن خر را کی من راضیم به قسمت : گفت روبه جستن رزق حلال
بخش ۹۷ – جواب گفتن خر روباه را : گفت از ضعف توکل باشد آن
بخش ۹۸ – جواب گفتن روبه خر را : گفت روبه آن توکل نادرست
بخش ۹۹ – جواب گفتن خر روباه را : گفت این معکوس میگویی بدان