بخش ۱۱۷ – گریان شدن امیر از نصیحت شیخ و عکس صدق او و ایثار کردن مخزن بعد از آن گستاخی و استعصام شیخ و قبول ناکردن و گفتن کی من بیاشارت نیارم تصرفی کردن : این بگفت و گریه در شد های های
بخش ۱۱۹ – دانستن شیخ ضمیر سایل را بی گفتن و دانستن قدر وام وامداران بی گفتن کی نشان آن باشد کی اخرج به صفاتی الی خلقی : حاجت خود گر نگفتی آن فقیر
بخش ۱۲۰ – سبب دانستن ضمیرهای خلق : چون دل آن آب زینها خالیست
بخش ۱۲۱ – غالب شدن مکر روبه بر استعصام خر : خر بسی کوشید و او را دفع گفت
بخش ۱۰۶ – غالب شدن حیلهٔ روباه بر استعصام و تعفف خر و کشیدن روبه خر را سوی شیر به بیشه : روبه اندر حیله پای خود فشرد
بخش ۱۲۲ – در بیان فضیلت احتما و جوع : جوع خود سلطان داروهاست هین
بخش ۱۲۳ – مثل : آن یکی میخورد نان فخفره