بخش ۱۲۲ – در بیان آنک شهزاده آدمی بچه است خلیفهٔ خداست پدرش آدم صفی خلیفهٔ حق مسجود ملایک و آن کمپیر کابلی دنیاست کی آدمیبچه را از پدر ببرید به سحر و انبیا و اولیا آن طبیب تدارک کننده : ای برادر دانک شهزاده توی
بخش ۱۰۷ – نومید شدن موسی علیهالسلام از ایمام فرعون به تاثیر کردن سخن هامان در دل فرعون : گفت موسی لطف بنمودیم وجود
بخش ۱۲۳ – حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق میمردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست : همچنان کن زاهد اندر سال قحط
بخش ۱۰۸ – منازعت امیران عرب با مصطفی علیهالسلام کی ملک را مقاسمت کن با ما تا نزاعی نباشد و جواب فرمودن مصطفی علیهالسلام کی من مامورم درین امارت و بحث ایشان از طرفین : آن امیران عرب گرد آمدند
بخش ۱۰۹ – در بیان آنک شناسای قدرت حق نپرسد کی بهشت و دوزخ کجاست : هر کجا خدا دوزخ کند
بخش ۱۱۰ – جواب دهری کی منکر الوهیت است و عالم را قدیم میگوید : دی یکی میگفت عالم حادثست
بخش ۹۵ – بیان آنک در توبه بازست : هین مکن زین پس فراگیر احتراز
بخش ۹۶ – گفتن موسی علیهالسلام فرعون را کی از من یک پند قبول کن و چهار فضیلت عوض بستان : هین ز من بپذیر یک چیز و بیار
بخش ۹۷ – شرح کردن موسی علیهالسلام آن چهار فضیلت را جهت پای مزد ایمان فرعون : گفت موسی که اولین آن چهار
بخش ۹۸ – تفسیر کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف : خانه بر کن کز عقیق این یمن