بخش ۷۳ – شنیدن شیخ ابوالحسن رضی الله عنه خبر دادن ابویزید را و بود او و احوال او : همچنان آمد که او فرموده بود
بخش ۷۴ – رقعهٔ دیگر نوشتن آن غلام پیش شاه چون جواب آن رقعهٔ اول نیافت : نامهٔ دیگر نوشت آن بدگمان
بخش ۷۵ – قصهٔ آنک کسی به کسی مشورت میکرد گفتش مشورت با دیگری کن کی من عدوی توم : مشورت میکرد شخصی با کسی
بخش ۷۶ – امیر کردن رسول علیهالسلام جوان هذیلی را بر سریهای کی در آن پیران و جنگ آزمودگان بودند : یک سریه میفرستادش رسول
بخش ۷۷ – اعتراض کردن معترضی بر رسول علیهالسلام بر امیر کردن آن هذیلی : چون پیمبر سروری کرد از هذیل
بخش ۷۸ – جواب گفتن مصطفی علیهالسلام اعتراض کننده را : در حضور مصطفای قندخو
بخش ۴۷ – مانستن بدرایی این وزیر دون در افساد مروت شاه به وزیر فرعون یعنی هامان در افساد قابلیت فرعون : چند آن فرعون میشد نرم و رام
بخش ۶۳ – تفسیر اوجس فی نفسه خیفة موسی قلنا لا تخف انک انت الا علی : گفت موسی سحر هم حیرانکنیست
بخش ۴۸ – نشستن دیو بر مقام سلیمان علیهالسلام و تشبه کردن او به کارهای سلیمان علیهالسلام و فرق ظاهر میان هر دو سلیمان و دیو خویشتن را سلیمان بن داود نام کردن : ورچه عقلت هست با عقل دگر
بخش ۴۹ – درآمدن سلیمان علیهالسلام هر روز در مسجد اقصی بعد از تمام شدن جهت عبادت و ارشاد عابدان و معتکفان و رستن عقاقیر در مسجد : هر صباحی چون سلیمان آمدی