بخش ۸۱ – بیان رسول علیه السلام سبب تفضیل و اختیار کردن او آن هذیلی را به امیری و سرلشکری بر پیران و کاردیدگان : حکم اغلب راست چون غالب بدند
بخش ۶۶ – حکایت آن مداح کی از جهت ناموس شکر ممدوح میکرد و بوی اندوه و غم اندرون او و خلاقت دلق ظاهر او مینمود کی آن شکرها لافست و دروغ : آن یکی با دلق آمد از عراق
بخش ۸۲ – علامت عاقل تمام و نیمعاقل و مرد تمام و نیممرد و علامت شقی مغرور لاشی : عاقل آن باشد که او با مشعلهست
بخش ۶۷ – دریافتن طبیبان الهی امراض دین و دل را در سیمای مرید و بیگانه و لحن گفتار او و رنگ چشم او و بی این همه نیز از راه دل کی انهم جواسیس القلوب فجالسوهم بالصدق : این طبیبان بدن دانشورند
بخش ۸۳ – قصهٔ آن آبگیر و صیادان و آن سه ماهی یکی عاقل و یکی نیم عاقل وان دگر مغرور و ابله مغفل لاشی و عاقبت هر سه : قصهٔ آن آبگیرست ای عنود
بخش ۶۸ – مژده دادن ابویزید از زادن ابوالحسن خرقانی قدس الله روحهما پیش از سالها و نشان صورت او سیرت او یک به یک و نوشتن تاریخنویسان آن در جهت رصد : آن شنیدی داستان بایزید
بخش ۶۹ – قول رسول صلی الله علیه و سلم انی لاجد نفس الرحمن من قبل الیمن : گفت زین سو بوی یاری میرسد
بخش ۷۰ – نقصان اجرای جان و دل صوفی از طعام الله : صوفیی از فقر چون در غم شود
بخش ۷۱ – آشفتن آن غلام از نارسیدن جواب رقعه از قبل پادشاه : این بیابان خود ندارد پا و سر
بخش ۷۲ – کژ وزیدن باد بر سلیمان علیهالسلام به سبب زلت او : باد بر تخت سلیمان رفت کژ