رباعی ۶۷ : بر سنگ زدم دوش سبوی کاشی،
رباعی ۶۸ : زان کوزهٔ میْ که نیست در وی ضرری،
رباعی ۶۹ : * بر کوزهگری پریر کردم گذری،
رباعی ۷۰ : * هان کوزهگرا بپای اگر هشیاری،
رباعی ۵۷ : از تن چو برفت جان پاک من و تو،
رباعی ۵۸ : * هر ذره که بر روی زمینی بودهاست،
رباعی ۵۹ : ای پیرِ خردمند پِگَهْتر برخیز،