شمارهٔ ۱۲۱ : هر آن که خاتم مدح تو کرد در انگشت
شمارهٔ ۱۲۲ : به سرو ماند، گر سو لاله دار بود
شمارهٔ ۱۲۳ : گیتیت چنین آید، گردنده بدین سان هم
شمارهٔ ۱۲۴ : به چنگال قهر تو در، خصم بد دل
شمارهٔ ۱۲۵ : ازان کوز ابری باز کردار
شمارهٔ ۱۲۶ : چنان که خاک سر شتی به زیر خاک شوی
شمارهٔ ۱۲۷ : آن رخت کتان خویش من رفتم و پردختم
شمارهٔ ۱۲۸ : چرا عمر کرکس دو صد سال؟ ویحک!
شمارهٔ ۱۲۹ : عاجز شود از اشک و غریو من
شمارهٔ ۱۱۴ : به نوبهاران بستای ابر گریان را