پاره ۳۷ : میلفنج دشمن، که دشمن یکی
پاره ۳۸ : ایا خلعت فاخر از خرمی
پاره ۳۹ : جوان بودم و پنبه فخمیدمی
پاره ۴۰ : جوان چون بدید آن نگاریده روی
پاره ۴۱ : به خنیاگری نغز آورد روی
پاره ۴۲ : به چشم دلت دید باید جهان
پاره ۴۳ : بدین آشکارت ببین آشکار
پاره ۱ : تا سمو سر برآورید از دشت
پاره ۲ : نیست فکری به غیر یار مرا
پاره ۱۴ : ببادافره جاودان کردمند