پاره ۴ : اشتر گرسنه کسیمه برد
پاره ۳۲ : که هرگه که تیره بگرددجهان
پاره ۵ : هر کرا راهبر زغن باشد
پاره ۳۳ : بداندیش دشمن برو ویل جو
پاره ۶ : دیوه هر چند کابرشم بکند
پاره ۳۴ : سرشک از مژه همچو در ریخته
پاره ۷ : گاو مسکین ز کید دمنه چه دید؟
پاره ۳۵ : نشسته به صد چشم بر بارهای
پاره ۸ : دور ماند از سرای خویش و تبار
پاره ۳۶ : لب بخت پیروز را خنده ای