بخش ۱۱ – حکایت عین القضات همدانی که از همه دانی موی می شکافت هر چند چون موی بر خود تافت تا به صحبت غزالی نشتافت سر رشته این کار نیافت : مردم دیده روشن خردان
بخش ۱۲ – مناجات در اشارت بیقراری شجره دل در مهب ریاح خواطر مختلفه و طلب توفیق تحقیق سخن که ثمره آن شجره است : ای ز اندوه تو پر خون دل ما
بخش ۱۳ – عقد دوم در شرح سخن که شریف ترین گوهر صدف آدمیت است و لطیف ترین زیور شرف محرمیت : آب آن روضه دین افروزد
بخش ۱۴ – حکایت آن مظلوم که از تیر زبانی یک حجت سنجیده پرداخت و تیغ ظلم حجاج را در قطع عرق حیات خود کند ساخت : ظلم حجاج به غایت چو رسید
بخش ۱ – آغاز : المنة لله که به خون گر خفتیم
بخش ۲ – جامی که قوی شکسته حال است : جامی که قوی شکسته حال است
بخش ۳ – تاجور ساختن این شاهد غیبی به بی عیبی مباهی به تاج بسمله که مرصع است به جواهر اسماء و صفات الهی : ابتدی بسم الله الرحمن
بخش ۴ – در ترشیح اصل این شجره به رشحه توحید و توشیح صدر این مخدره به وشاح تحمید و فی مناجات : انما الله اله واحد
بخش ۵ – دست تضرع به مناجات برآوردن و در حلقه اجابت قبله حاجات استوار کردن : ای حیات دل هر زنده دلی
بخش ۶ – تخم درود در زمین معذرت کاشتن و خوشه مغفرت درودن و توشه آخرت برداشتن : فرخ آن روز که از مکمن راز