بخش ۲۱ – مناجات در ثنا بر هستی آفریدگار گفتن و طلب داشتن توفیق بر گوهر توحید سفتن : ای جهان از صفت ذات تو پر
بخش ۲۲ – عقد پنجم در بیان یکتایی و برهان بی همتایی حق سبحانه که در بیان و برهان همه زبان آوران یکسانند و همه بی زبانان یکزبان : ای درین بتکده طبع فریب
بخش ۷ – چهره شاهد سخن به زیور خطاب آراستن و مهر ختم بر سعادت از خاتم نبوت خواستن : ای قمر طلعت مکی مطلع
بخش ۲۳ – حکایت آن پادشاه مریض که از دست دو طبیب نبض او به اعتدال نمی جست و تا قاروره وجود یکی نشکست مزاج وی از علاج دیگری به صحت نپیوست : داشت آن شاه به بالین دو حکیم
بخش ۸ – در دعای دوام دولت سایه شهریاری که سایه دولت شهریاران به خاک مذلت افتاده اوست و استدعای مزید رفعت تاجداری که تخت رفعت تاجداران به پای خدمت ایستاده اوست : چون نی خامه شد انگشت نمای
بخش ۲۴ – مناجات در طلب ترقی از مقام توحید به شهود وحدت که نهایت راه و مقصدالاقصای عارفان آگاه است : ای به توحید تو هر ذره گواه
بخش ۹ – سبب نظم جواهر آبدار سبحة الابرار که هر عقد وی از رشته آمال عقده گشاست و هر مهره از آن در گردش احوال مهر افزاست : شب که زد تیرگی مهره گل
بخش ۲۵ – عقد ششم در بیان آنکه ذات حق سبحانه حقیقت وجود است و هر حقیقت که مشهود است به سریان ذاتی وی موجود است : بعد ازان مرغ ظهورش پر و بال
بخش ۱۰ – عقد اول در پرده گشایی از گشادگی دل و بیان آنکه در پهلوی راستان به وی توان رسید محروم ماند هر که در پهلوی خویش طلبید : ای به پهلوی تو دل در پرده
بخش ۲۶ – حکایت آن ماهیان که گوهر حیات در جستجوی دریا باختند و تا به خشکی نیفتادند دریا را نشناختند : داشت غوکی به لب بحر وطن