بخش ۱۰۹ – عقد سی و چهارم در سماع که از خود گذشتن است و آستین بر خلق افشاندن نه گرد خود گشتن و از خدای بازماندن : ای درین خوابگه بی خبران
بخش ۱۲۵ – حکایت حکیم سنایی رحمه الله که در وقت وفات این بیت می خواند : بازگشتم از سخن زیرا که نیست
بخش ۱۱۰ – حکایت صوفی و اعرابی که غلام وی به حسن حدی شتران وی را هلاک کرده بود : صوفیی راه یقین می پیمود
بخش ۱۲۶ – مناجات در انتقال از خود به مطالعه کنندگان : ای رهایی ده هر بیهوشی
بخش ۹۵ – حکایت آن حکیم که از تره زار جهان به شاخی چند قناعت کرده بود و از خوان جهانیان دندان طمع برکنده : می شد آن خاصگی شاه به دشت
بخش ۹۶ – مناجات در انتقال از قناعت به تواضع : ای به زندان غمت شاد همه
بخش ۹۷ – عقد سی ام در تواضع که شاخ سربلندی شکستن است و بر خاک نیازمندی نشستن : ای گذشته سرت از چرخ برین
بخش ۹۸ – حکایت پیر آزاده با جوان محتشم زاده : محتشم زاده از نخوت جاه
بخش ۹۹ – مناجات در انتقال از تواضع به حلم و مدارا : ای وجود همه پیش تو عدم
بخش ۱۰۰ – عقد سی و یکم در بعض دیگر از فضایل نوع انسان چون حلم و مدارا و عفو و احسان : ای رخ افروخته از آتش خشم