بخش ۱۰۱ – حکایت راهبی که فریفته نشد به دعوی شیطان که گفت من عیسی ام از آسمان نزول کرده : راهبی را در دل زد غم دین
بخش ۱۰۲ – مناجات در انتقال از حلم به بشر و طلاقت وجه : ای ز حکمت همه را پشت به کوه
بخش ۸۷ – مناجات در انتقال از صدق به اخلاص : ای ز نورت علم صبح سفید
بخش ۱۰۳ – عقد سی و دوم در طلاقت وجه و مزاح که چین انقباض در جبین نینداختن است و به زبان انبساط سخنان شیرین پرداختن : ای تو را صورت چین نقش جبین
بخش ۸۸ – عقد بیست و هفتم در اخلاص که پای همت بر سر هوا نهادن است و گردن ارادت از ربقه ریا گشادن : ای به خود رسته که چون شاخ گیا
بخش ۱۰۴ – حکایت آن پیرزن که از حضرت رسالت صلی الله علیه و علی آله و سلم پرسید که پیر زنان به بهشت خواهند رسید : کرد آن زال کهنسال سؤال
بخش ۸۹ – حکایت آن عجمی که کلمات عربی شنید دعا و استغفار پنداشت دست اخلاص به آمین برداشت هر چند آن دعا نبود آثار مغفرت روی نمود : عربی چند به هم ذوق کنان
بخش ۱۰۵ – مناجات در انتقال از طلاقت وجه به تودد و تالف : ای غمت شادی دولتمندان
بخش ۹۰ – مناجات در انتقال از اخلاص به جود : ای ز بیمت دل عشاق دو نیم
بخش ۱۰۶ – عقد سی و سوم در تودد و تالف که به شفقت و محبت با خلق خدای آمیختن است و از لوازم آمیزش ایشان نگریختن : ای ز خود ناشده یک لحظه خلاص