بخش ۶۸ – حکایت آن کنیزک و غلام که بر کنار دجله دست از زندگانی خود شستند و به غرقه شدن در آب از خشک لبی ساحل فراق خلاصی جستند : بر لب دجله چو شد سبز بساط
بخش ۸۴ – مناجات در انتقال از فتوت به صدق : ای جوانمردی مردان از تو
بخش ۶۹ – مناجات در اظهار شوق و حیرت و طلب ترقی به مقام غیرت : ای سراسیمه شوق تو فلک
بخش ۸۵ – عقد بیست و ششم در صدق که عبارت از آنست که ظاهر و باطن برابر بود و بلکه باطن از ظاهر خوبتر : ای گرو کرده زبان را به دروغ
بخش ۷۰ – عقد بیست و یکم در غیرت که عبارت است از حمیت محبت صاحب سیر به قطع تعلق غیر از محبوب یا قطع التفات محبوب از غیر : ای به هر غیر گشاده نظری
بخش ۸۶ – حکایت کعبه روی که به سبب راستی از کید ناراستی برست و آن ناراست به برکت راستی وی به راستان پیوست : رهروی کعبه تمنا می داشت
بخش ۷۱ – حکایت دیده وری که به چشمی که در وقت وداع محبوب نگریست بعد از ملاقات به جمال وی ننگریست : بیدلی داغ دل افروزی داشت
بخش ۷۲ – مناجات در طلب آتش غیرت افروختن و موانع مقام قرب سوختن : ای ز غیرت رقم غیر زدای
بخش ۷۳ – عقد بیست و دوم در قرب که عبارت است از استغراق وجود سالک در عین جمع به غیبت از همه چیز تا غایتی که از صفت قرب نیز : ای زده در صف دوران دم قرب
بخش ۷۴ – حکایت سؤال و جواب ذوالنون با آن عاشق مفتون : والی مصر ولایت ذوالنون