بخش ۹۱ – عقد بیست و هشتم در بذل و جود که اول آن اعطای درهم و دینار است و آخر آن بذل وجود : ای درم گرد تو بسیار شده
بخش ۹۲ – حکایت اعرابی که در معامله احسان و کرم بدره دینار و درم مهمانان به تخویف از زخم نیزه باز پس گردانید : آن عرابی به شتر قانع و شیر
بخش ۹۳ – مناجات در انتقال از جود به قناعت : ای محیط کرمت عرش صدف
بخش ۹۴ – عقد بیست و نهم در قناعت که بر حد ضرورت وقوف نمودن است و چشم طمع به زیادتی نگشودن : ای کمر بسته به صد حرص چو مور
بخش ۷۹ – عقد بیست و چهارم در حریت که طوق بندگی حق را گردن نهادن است و ربقه بندگی خلق از گردن گشادن : ای ملک زاده اقلیم وجود
بخش ۸۰ – حکایت آن پیر خارکش که از خار خواریش گل عزت می گشاد و جوان رعناوش که گل عزتش بوی خواری می داد : خارکش پیری با دلق درشت
بخش ۸۱ – مناجات در توجه از مقام حریت به فتوت : ای غمت مایه ده شادی ما
بخش ۸۲ – عقد بیست و پنجم در فتوت که بار خود از گردن خلق نهادن است و زیر بار خلق ایستادن : ای که از طبع فرومایه خویش
بخش ۶۷ – عقد بیستم در شوق که کمندیست برازنده کنگره وصال و زمامیست رساننده به سر منزل اتصال : ای دلت را به کف شوق زمام
بخش ۸۳ – حکایت آن جوانمرد که چون به روی معشوق که چشم روشنش بود آبله افتاد خود را به نابینایی فرانمود تا معشوق نداند که عیب وی را می بیند : آن جوانمرد زنی زیبا خواست