بخش ۵۰ – حکایت آن حکیم دریا دل ساحل گرد که غریقی را به کمند نصیحت از گرداب اندوه بیرون آورد : زد حکیمی به لب دریا گام
بخش ۶۶ – مناجات در طلب شوق که ثمره شجره محبت است و شجره ثمره دریافت صحبت : ای فروزان ز تو کاشانه چرخ
بخش ۵۱ – مناجات در انتقال از شکر و سپاسداری به خوف و ترسگاری : ای کشیده به جهان خوان کرم
بخش ۵۲ – عقد پانزدهم در خوف که طریق احتیاط ورزیدن است و بر نعمت امنیت و انبساط لرزیدن : ای دلت را سر بی خویشی نه
بخش ۵۳ – حکایت آن حاجی غریب با آن جنی مهیب : رهروی روی به تنهایی کرد
بخش ۵۴ – مناجات در اعتصام و التجا از موطن خوف به مأمن رجا : ای تن ما ز تو چون موی از بیم
بخش ۵۵ – عقد شانزدهم در رجا که به روایح وصال زیستن است و به لوایح جمال نگریستن : ای ز بس بار تو انبوه شده
بخش ۵۶ – حکایت عتاب کردن حق سبحانه خلیل را علیه الصلوة والسلام و رسیدن آن پیر آتش پرست به دولت اسلام : روزیش وانگرفتم روزی
بخش ۵۷ – مناجات در کف تضرع گشادن و قدم رجا در میدان توکل نهادن : ای غمت دولت جاوید همه
بخش ۵۸ – عقد هفدهم در توکل که اعتماد است بر کفیل ارزاق و تفویض امر به تدبیر وکیل علی الاطلاق عمت الاؤه و تقدست اسماؤه : ای در اسباب جهان پای تو بند