بخش ۵۹ – حکایت آن شیخ صفی ابوتراب نسفی که در اثنای جهاد بین الصفین بالین استراحت نهاد : بوتراب آن گهر بحر شرف
بخش ۶۰ – مناجات در روی به ریاض توکل آوردن و از آنجا استشمام نسیم رضا کردن : ای دو عالم همه اجزا و تو کل
بخش ۶۱ – عقد هژدهم در رضا که گره کراهت از دل گشادن است و تلخی ها را چاشنی شیرین دادن : ای درین مرحله تنگ بساط
بخش ۶۲ – حکایت آن بنده گنهکار که چون دولت عفوش دست داد بر آن نیستاد و پای در میدان طلب رضا نهاد : با ادب بنده ای از به طلبی
بخش ۳۱ – عقد هشتم در بیان ارادت که عنان قصد از مقاصد مجازی تافتن است و بر باد پای جهد به کعبه مراد حقیقی شتافتن : ای درین دامگه وهم و خیال
بخش ۳۲ – حکایت آن مرید گرم رو که به فرموده پیر پخته کار در تنور فروزان نشست و از تاب آتش یک موی بر اندام وی کج نگشت : صادقی را غم شبگیر گرفت
بخش ۳۳ – مناجات در اشارت به آنکه ارادت نخست از جانب مراد است نه مرید و طلب توفیق توبه که مبنای سایر مقامات است : ای دل اهل ارادت به تو شاد
بخش ۳۴ – عقد نهم در مقام توبه که پشت بر مخالفات کردن است و روی در موافقات آوردن : پیش ازان کایدت این واقعه پیش
بخش ۳۵ – حکایت آن فرو رفته به چاه جاه که از دست دوک ریسی رشته عنایتش به چنگ افتاد و کمند نجات او گشت : می شد اندر حشم حشمت و جاه
بخش ۳۶ – مناجات در طلب کردن توبه و ثبات بر آن و نادیدن آن از خود و استوار ساختن آن به تقوا و ورع : ای ز هر رو همه را روی به تو