بیت ۲۹ : خورشید که بر جامهٔ درویش افتد
بیت ۴۵ : زندهدل از مرده نصیحت نیوش
بیت ۱۴ : گمان مبر که جهان اعتماد را شاید
بیت ۱۵ : بیچاره که در میان دریا افتاد
بیت ۱۶ : توان نان خورد اگر دندان نباشد
بیت ۱۷ : چه کندمالک مختار که فرمان ندهد
بیت ۱۸ : وقتی دل دوستان به جنگ آزارند
بیت ۱۹ : گفتم که برآید آبی از چاه امید
بیت ۲۰ : دروغی که حالی دلت خوش کند
بیت ۲۱ : غریب شهر کسان تا نبوده باشد مرد