بخش ۲۱ – ظاهر شدن آرزوی فرزند از شاه کامیاب و سخن راندن حکیم در آن باب : چون به تدبیر حکیم نامدار
بخش ۶ – حکایت آن شاعر که دعوی مداحی شاه کرد و نامه ای مختصر به نام شاه پیش آورد : شاعری شد پیش شاه نامور
بخش ۲۲ – حکایت آن اعرابی که بر فرزندان خود نام سباع درنده نهاده بود و بر خدمتگاران نام بهایم چرنده : آن مسافر بهر دولت یابیی
بخش ۷ – اظهار عجز از استیفای ثنا کردن و دست تضرع به ادای دعا برآوردن : به که اکنون اعتراف آرم به عجز
بخش ۲۳ – در مذمت فرزند ناخلف : اینکه گفتم حال فرزند نکوست
بخش ۸ – انتقال به مدح گوهر کان فتوت و مشید ارکان اخوت والی ملک جاه و جمال یوسف مصر فضل و افضال اعز الله تعالی انصاره و ضاعف اقتداره : نیکخواهی خاصه کو را یاور است
بخش ۹ – در صفت ضعف و پیری و سد باب منفعت گیری : عمرها شد تا درین دیر کهن
بخش ۱۰ – حکایت آن پیر هشتاد ساله که پیش طبیب رسید و از وی علاج ضعف خود پرسید و جواب دادن طبیب که علاج تو آنست که جوان شوی و از هشتاد به چهل واپس روی : کرد پیری عمر وی هشتاد سال
بخش ۱۱ – در سبب نظم کتاب و باعث عرض این خطاب : ضعف پیری قوت طبعم شکست
بخش ۱۲ – حکایت مجنون که در بادیه از انگشت قلم کرده بر تخته ریگ چون رمالان رقمی می زد گفتند این نوشتن چیست و این نوشته برای کیست گفت این نام لیلی است که به نوشتن آن می نازم چون او به دست نیست با نام او عشق می بازم : دید مجنون را یکی صحرا نورد