فی تحقیق العشق : آن شنیدی که در عرب مجنون
التمثّل فیالانسان و عمله : آن نبینی که پادشهزاده
التمثّل فی صفةالانسان : آن شنیدی که رفت زی قاضی
التمثیل فی شکر هدایةالاسلام : بود عمّر نشسته روزی فرد
حکایة فی اصحاب الفغلة : آن چنان شد که در زمین هری
در صفت ارکانی و گردونی با آن جهان الدنیا قنطرةٌ فاعبروها ولا تعمروها : آنچه ارکانی و آنچه گردونیست
تمثیل در مذمّت دوستی دنیا : ای گرفته به دست حرص و امل
فی ترک العادة بالمجاهدة : چکنی در کنار مادر خو
فی تسلّی قلوب الاخوة والاخوات : شوی خود را زنی بدید دژم
فصل فیالحکمة ذکرالحکمة احکم فانّها بین الکائنات حکم مثل الاحباب والاعداء کمثل الدواء والداء در دوستی و دشمنی : مردم از زیرکان دژم نشود