در نکوهش حرص گوید : حرص بگذار و ز آز دست بدار
در شهوت و آز گوید : چیست دنیا و خلق و استظهار
فصل فی صفةالافلاک والبروج والسّماء والارض و ما بینهما منالعجایب ذکر الافلاک و ما فیها منالعجایب احسن من ابداع المخدّرات الکواعب : چندگویی ز چرخ و مکر و فنش
در دوازده برج گوید : برهٔ چرخ هست مردم خوار
فی صفة الموت : جر دو رنگی نشد ز مرگ هلاک
تمثیل در احوال گذشتگان جهان بیوفا : از ثَری تا به اوج چرخ اثیر
در صفت مرگ پیامبران علیهمالسّلام : تا بگوید ز انبیا و رسل
صفت مرگ شاهان فرس و بزرگان ایشان : زان ملوک عجم که در تاریخ
در صفت موت بنیآدم از خاصّه و عامه : زان بنیآدم از صغار و کبار
در بقا و فنای جسم و جان گوید : در جهانی که عقل و ایمانست