ذکر نفس الکلی نذیر ناصح و اهماله غرور فاضح : اندر آمد چو ماه در شبگیر
صفت کلماتی که با نفس کلّی رود و جوابها که او گوید : گفتم ای ایزد سرشته ز نور
جوابها که با نفس کلّی گوید : گفت من دست گرد لاهوتم
اندر صفت مرید : لب چو بگشاد پیر فرزانه
التمثیل بقصّة آدم علیهالسلام و سبب عشقه : دل خریدار نیست جز غم را
فی صفةالعشق : صورت عشق و عقل گفتار است
فی اشراق العشق : این چنین خواندهام که در بغداد
التمثّل فی احتراق العشق واظهاره : رفت وقتی زنی نکو در راه
ذکر معنی و برهان عشق : دعوی عشق و عقل گفتارست
در عشق مجازی : در بهشت از نه اکل و شُربستی