در طلب دنیا و غرور او گوید : زینة اللّٰه نه اسب و زین باشد
اندر مذمّت مال دوست : سفله چون خواند رو به مهمانش
اندر مذمّت شراب گوید : مرد دینی شراب تا چکند
حکایة و مثل : گفت بهلول را یکی داهی
اندر عذر انبساط گوید : چون خرد در لبت به جان نگرم
در چشم نگاه داشتن گوید قالَ النّبی علیهالسّلام: النّظر سهم منِ سهامِ الشیطان : آنچه بر تن قبول بر جان رد
حکایت : آن شنیدی که در گه عیسی
اندر صفت خوب روی بدخوی گوید : آنکه با نقشهای زیبااند
اندر شرح خوب و زشت گوید : خوب را از برای دستِ فراخ
اندر صفت شاهدان گوید : شاهد پیچ پیچ را چکنی