فی افتخار نفسه علی اهل عصره : خطر من گهر پریشان کرد
فی بیان حاله و حسب احواله رحمةاللّٰه علیه : گر در آورد یافت خلد و نعیم
فصل اندر ضعف و پیری : راکعم کرد روزگار حسود
فصل اندر تبدیل حال : بدر بودم شدم هلال مثال
در بیان طبایع چهارگانه : جوهر آتش است بعد از هفت
در صفت بروج دوازدهگانه : حمل و ثور و پیکر جوزا
در شرف و وبال و صعود و هبوط کواکب گوید : شرف آفتاب در حملست
فی تسویة البیوت : اختراعی چنین هرآنکه نهاد
التمثیل فی احوال المنجّم الجاهل عندالملک العالم : بود وقتی منجّمی کانا
صفة مقادیر ابروج والکواکب السیّارة : غافلند این منجّمان از کار