بخش ۴۳ – سگالش خاقان در پاسخ اسکندر : بیا ساقی آن بادهٔ چون گلاب
بخش ۴۴ – مناظرهٔ نقاشان رومی و چینی : بیا ساقی آن میکه جان پرورست
بخش ۴۵ – مهمانی کردن خاقان چین اسکندر را : بیا ساقی آزاد کن گردنم
بخش ۳۶ – گشودن اسکندر دز دربند را به دعای زاهد : بیا ساقی آن میکه ناز آورد
بخش ۳۷ – رفتن اسکندر به دز سریر : بیا ساقی از میدلم تازه کن
بخش ۳۸ – رفتن اسکندر به غار کیخسرو : بیا ساقی آن جام کیخسروی
بخش ۳۹ – رفتن اسکندر به ری و خراسان : بیا ساقی آن جام زرین بیار
بخش ۴۰ – رفتن اسکندر به هندوستان : بیا ساقی آن زر بگداخته
بخش ۳۱ – فرستادن اسکندر روشنک را به روم : بیا ساقی آن صرف بیجاده رنگ
بخش ۳۲ – رفتن اسکندر به جانب مغرب و زیارت کعبه : بیا ساقی آن میکه محنت برست