شمارهٔ ۴۹۴ : یکی صد شد ز خط کیفیت چشم خراب تو
شمارهٔ ۴۹۵ : کجا سرپنجه خورشید گیرد جای دست تو؟
شمارهٔ ۴۹۶ : شکر را نی به ناخن می کند دشنام تلخ تو
شمارهٔ ۴۹۷ : سرونازی که منم محو رخ انور او
شمارهٔ ۴۹۸ : می چکد بوسه ز لعل لب میخواره تو
شمارهٔ ۴۹۹ : اگر چه لاله طورست روی روشن او
شمارهٔ ۵۰۰ : ز انفعال خرام تو آب گردد سرو
شمارهٔ ۴۸۵ : در جوهر نهفته من سرسری مبین
شمارهٔ ۴۸۶ : به هیچ جا نرسد زهد خشک صومعه داران
شمارهٔ ۴۸۷ : چون برآید دل ز قید زلف عنبرفام او؟