شمارهٔ ۴۶۲ : پیوسته ما ز فکر دو عالم مشوشیم
شمارهٔ ۴۶۳ : ما آبروی فقر به گوهر نمی دهیم
شمارهٔ ۴۶۴ : طرفی ز نهال قد آن شوخ نبستم
شمارهٔ ۴۶۵ : از دل نبرد زنگ الم باد بهارم
شمارهٔ ۴۶۶ : ما از لب خامش ز سخن داد گرفتیم
شمارهٔ ۴۶۷ : ما همچو شرر تلخی غربت نکشیدیم
شمارهٔ ۴۶۸ : یک دم که به کف باده گلرنگ نداریم
شمارهٔ ۴۵۳ : مرا که هست میسر سبو به دوش کشم
شمارهٔ ۴۵۴ : به دست چون شکن زلف او شمار کنم
شمارهٔ ۴۵۵ : کجاست مشت زری تا چو گل به باد دهیم