شمارهٔ ۳۴۴ : از نمدپوشان زبان طعن را کوتاه دار
شمارهٔ ۳۴۵ : گل گلاب از هرزه خندی شد درین نیلی حصار
شمارهٔ ۳۴۶ : شد فزون در دور خط کیفیت لبهای یار
شمارهٔ ۳۴۷ : پوچ گو را بر سر گفتار بی حاصل میار
شمارهٔ ۳۴۸ : وقت خواب ناز، آن مژگان بود خونریزتر
شمارهٔ ۳۴۹ : هر که برگش بیش، وقت مرگ لرزد بیشتر
شمارهٔ ۳۵۰ : هست حاجت در بساط کج کلاهان بیشتر
شمارهٔ ۳۳۰ : از شهد جهان جز غم و تشویش چه خیزد؟
شمارهٔ ۳۳۱ : از موی چو کافور دلم بیت حزن شد
شمارهٔ ۳۳۲ : تا گوهر ذات تو نهان زیر زمین شد