شمارهٔ ۳۳۳ : می خورد و فروزان شد و از شرم برآمد
شمارهٔ ۳۳۵ : طول امر از دل چه خیال است برآید؟
شمارهٔ ۳۳۶ : زنگ از دل ما آن خط شبرنگ زداید
شمارهٔ ۳۳۷ : خط در دل روشن گهران مهر فزاید
شمارهٔ ۳۳۸ : در کسوت فقر آن رخ چون ماه ببینید
شمارهٔ ۳۳۹ : در صیدگاه دنیا هر کس که هوش دارد
شمارهٔ ۳۴۰ : تا خط دمید با من دلدار هم سخن شد
شمارهٔ ۳۲۴ : از خود گسسته، بار به دنیا نمی شود
شمارهٔ ۳۲۵ : از بانگ نی دلی که جراحت نمی شود
شمارهٔ ۳۲۶ : از تاج باج خواه فریدون حذر کنید