شمارهٔ ۲۱۳ : چنین از می گر آن سیب زنخدان لاله گون گردد
شمارهٔ ۲۱۵ : ز پرگویی دهان هرزه گویان باز می گردد
شمارهٔ ۲۱۶ : دلی دارم که از یاد طرب غمناک می گردد
شمارهٔ ۲۱۷ : به هر کس آسمان شد مهربان بیچاره می گردد
شمارهٔ ۲۱۸ : غم روی زمین ما را غبار دل نمی گردد
شمارهٔ ۲۰۸ : خون می را از عروق تاک می باید کشید
شمارهٔ ۲۰۹ : ساغر می را به دست می پرست ما دهید
شمارهٔ ۱۹۸ : حاصل جمعیت عالم پریشانی بود
شمارهٔ ۱۹۹ : بخت با ما بر خلاف راه مقصد می رود
شمارهٔ ۲۰۰ : دیده هر کس که از اشک ندامت تر شود