شمارهٔ ۲۲۰ : ز نخل خشک مریم این رطب بر خاک می بارد
شمارهٔ ۲۲۱ : ز بس اندیشه سرو از قامت آن دلربا دارد
شمارهٔ ۲۲۲ : مرا از شکر نه کفران نعمت بسته لب دارد
شمارهٔ ۲۲۳ : شود خونریزتر حسنی که عاشق بیشتر دارد
شمارهٔ ۲۲۴ : که جز من می تواند تا مرا گرم سخن دارد؟
شمارهٔ ۲۲۵ : به ظاهر چین در ابرو گرچه آن نازآفرین دارد
شمارهٔ ۲۲۶ : نهان در پرده هر موی من آه آتشین دارد
شمارهٔ ۲۱۰ : کجا چشم بد از دود سپندم در گزند افتد؟
شمارهٔ ۲۱۱ : به جز دندان کز آب زندگی چون آسیا گردد
شمارهٔ ۲۱۲ : به عادت هر کجا زهری است شیرین چون شکر گردد