شمارهٔ ۱۹۷ : در بساط آسمان خشک، همت کم بود
شمارهٔ ۱۸۸ : تا مسیحا رفت از عالم دل خرم نماند
شمارهٔ ۱۸۹ : ساده لوحانی که رو در کنج عزلت کرده اند
شمارهٔ ۱۹۰ : تا نقاب از رخ برافکنده است در مشکین پرند
شمارهٔ ۱۹۱ : غیرت خسرو چو خواهد رشک فرمایی کند
شمارهٔ ۱۹۲ : در دل معشوق جای خود ادب وا می کند
شمارهٔ ۱۹۳ : آن که لب باز از سر رغبت به غیبت می کند
شمارهٔ ۱۷۸ : منع ما کی می توان از دستبوس امروز کرد؟
شمارهٔ ۱۷۹ : از حیا نتوان به چشم او نگاه تیز کرد
شمارهٔ ۱۸۰ : ذات حق را چون توان در این جهان ادراک کرد؟