شمارهٔ ۱۱۷ : نغمه شیرین در مذاقم بی شراب تلخ نیست
شمارهٔ ۱۰۸ : کاکل او دام در راه صبا انداخته است
شمارهٔ ۱۰۹ : یوسف از بی مهری اخوان به چاه افتاده است
شمارهٔ ۱۱۰ : تا دل از دستم شراب ارغوانی برده است
شمارهٔ ۱۱۱ : کی نسیم صبحدم با غنچه گل کرده است
شمارهٔ ۱۱۲ : بس که بر آن پیکر سیمین قبا چسبیده است
شمارهٔ ۱۱۳ : تا دل بی تاب من گرم طلب گردیده است
شمارهٔ ۹۸ : عقل شرع باطن است و شرع عقل ظاهرست
شمارهٔ ۹۹ : داغدار عشق را نور و صفای دیگرست
شمارهٔ ۱۰۰ : جای برگ گل به بستر اشک رنگینم بس است