شمارهٔ ۱۲۱ : در چمن چون باغدار لاله گون خود گذشت
شمارهٔ ۱۲۲ : بعد سالی در گلستان جلوه ای گل کرد و رفت
شمارهٔ ۱۲۳ : از دعا در صبح کام دل توان آسان گرفت
شمارهٔ ۱۲۴ : خبرها می دهد از می پرستی رنگ غمازت
شمارهٔ ۱۲۵ : مرا در چاه چون یوسف وطن از مکر اخوان است
شمارهٔ ۱۲۶ : غرض از خوردن می مستی بالادست است
شمارهٔ ۱۲۷ : ناله نی حدی قافله ارواح است
شمارهٔ ۱۱۴ : هر که با بی نسبتان گردد طرف، دیوانه است
شمارهٔ ۱۱۵ : بی حیا گر غوطه در گوهر زند بی مایه است
شمارهٔ ۱۱۶ : آب حیوان با لب لعل تو خون مرده ای است