شمارهٔ ۹ : عیش در زیر فلک با خاکساران مشکل است
شمارهٔ ۱۰ : روز محشر سرخ رویی از خدا دارم امید
شمارهٔ ۱۱ : گرچه دست سرو کوتاه است از دامان گل
شمارهٔ ۱۲ : آن که بی شیرازه دارد کهنه اوراق مرا
شمارهٔ ۱۳ : از رمیدن ها خیال چشم آن وحشی غزال
شمارهٔ ۱۴ : نیست هر چند از لباس گل جدایی رنگ را
شمارهٔ ۱۵ : چشم خود را داده بود از آب حیوان خضر آب
شمارهٔ ۲ : خضر نتواند به آب زندگی از ما خرید
شمارهٔ ۳ : همه تن شانه صفت پنجه گیرا شده ام
شمارهٔ ۴ : دانش آن راست مسلم که به تردستی شرم