در صفت پنج کس که پنج چیز از ایشان نیاید : کس نیاید پنج چیز از پنج کس
در بیان اهل سعادت : هر کرا سه کار عادت باشدش
نصایح : شد دو خصلت مرد ابله را نشان
در بیان آن که از دو کس احتراز میباید کرد : ازدو کس پرهیز کن ای هوشیار
در بیان آنکه خواری آورد : چند خصلت آورد خواری بروی
در بیان پنج چیز که عمر از او بکاهد : عمر مردم را بکاهد پنج چیز
در بیان پنج چیز که آبروی را بریزد : دور شو از پنج خصلت ای پسر
در بیان پنج چیز که آب روی از آن میافزاید : میفزاید آب روی از پنج چیز
در بیان چارچیز که عمر را زیاد کند : میفزاید عمر مرد از چارچیز
در بیان چارچیز که از خطاهاست : چارچیز است از خطاها ای پسر