شمارهٔ ۷۲ : کسی که افسر همت نهاد بر سر خویش
شمارهٔ ۷۳ : مکن تو با دل من بیش از این به جورسلوک
شمارهٔ ۷۴ : اگرچه بسته قضا دست نوبهار امسال
شمارهٔ ۷۵ : دل سوی مهر می کشد و مهر سوی دل
شمارهٔ ۷۶ : باز پیمان بست دل با دلبری پیمان گسل
شمارهٔ ۷۷ : منم که خط غلامی دهم به نیم سلام
شمارهٔ ۶۲ : کنون که کار دل از زلف یار نگشاید
شمارهٔ ۷۸ : از داغ غمت جانا میسوزم و میسازم
شمارهٔ ۶۳ : آن چه شعله است کزان راهگذار میآید
شمارهٔ ۷۹ : بود آیا که دگرباره به شیراز رسم