شمارهٔ ۴۰ : ملک جهان چون سویس باغ ندارد
شمارهٔ ۲۵ : غممخور جانا در اینعالم که عالم هیچ نیست
شمارهٔ ۴۱ : رخ تو دخلی به مه ندارد
شمارهٔ ۲۶ : قدرت شاهان ز تسلیم فقیران بیش نیست
شمارهٔ ۲۷ : به کشوری که در آن ذرهای معارف نیست
شمارهٔ ۲۸ : اصلاح آشیانه به دست من و تو نیست
شمارهٔ ۲۹ : شاهدی کز پی او دیدهٔ گریانی نیست
شمارهٔ ۳۰ : در پایش اوفتادم و اصلا ثمر نداشت
شمارهٔ ۳۱ : در مسیل مسکنت خفتیم و چندی برگذشت
شمارهٔ ۳۲ : گفتمشهنگاموصل است ای بتفرخار، گفت: